آمفي تئاترهاي تهران خاک مي‌خورند!




۱۳ام آذر ۱۳۹۶ ماشین و خودرو

انتقاد حامد صقيري آهنگساز از عدم مديريت سالن‌هاي اجرا؛

هميشه از نبود سالن‌هاي هنري براي برگزاري کنسرت‌ها و نمايش‌هاي تئاتر گفته‌ايم.

 از سالن‌هايي که خالي در کلان شهر تهران افتاده‌اند و کسي سراغي از متروکه‌هاي هنري نمي‌گيرد. سالن‌هايي که با اندک بودجه اي مي‌تواند تعمير شود و براي اجراهاي مختلف از تئاتر تا کنسرت و پرده سينما دوباره قابل استفاده شوند. 

فعاليت گروه‌ها و ارکسترهاي بزرگ که به طور خصوصي در ايران فعاليت مي‌کنند با چالش‌هاي بسيار جدي روبرو است که باعث شده اين ارکسترها به تعطيلي کشيده شوند.

يکي از اين چالش‌هاي اساسي که عملا فعاليت ارکسترهاي خصوصي را به نابودي کشانده؛ مسئله تامين مکان تمرين آنهاست. درحاليکه در اروپا و کشورهاي توسعه يافته شهرداري‌ها و سازمان‌هاي مختلف ساعات خالي سالن‌هايشان را به تمرين گروه‌ها و ارکسترها اختصاص مي‌دهند اما در ايران اين ماجرا کاملا متفاوت است.

حامد صقيري ازجمله موزيسين‌هايي است که با راه‌اندازي «گروه بزرگ سازهاي ايراني شاهو» سال‌ها فعاليت مستمر در حوزه موسيقي سنتي و نواحي ايران داشت اما رسما از حدود دو سال قبل به دليل چالش‌هايي که به آنها اشاره شد؛ ارکسترش با مشکلات جدي روبرو شده است. نمونه‌هايي مانند حامد صقيري در کشورمان بسيار زيادند.

مهم‌ترين معضل گروه‌هاي بزرگ موسيقي نداشتن محل تمرين است

حامد صقيري (آهنگساز، نوازنده و سرپرست «گروه بزرگ سازهاي ايراني شاهو») در درباره‌ کم‌کارشدن گروهش در سال‌هاي اخير عنوان کرد: مباحث مالي و عدم حمايت اسپانسرها در موسيقي باعث اين کم‌کاري‌ها بوده است. هميشه‌ايده داشته‌ايم و نگاه‌ها در ارکستر شاهو رو به جلو بوده است. سعي‌مان نيز بر اين بوده که همواره کارهاي خلاقانه و جديدي انجام دهيم. آخرين آلبوم رسمي‌ما نيز در سال ۱۳۹۳ ضبط و در اواخر سال ۱۳۹۴ با عنوان «سلطانيه» منتشر شد. اين ايده را داشتيم که در بناهاي تاريخي با ارکستر سازهاي ايراني ضبط آثار موسيقي ايراني انجام دهيم که ترکيب خوبي از موسيقي و معماري باشد. به گزارش ايلنا،براساس تحقيقات و تجربياتي که انجام دادم؛ اين تجربه مناسب و خوبي بود. «سلطانيه» بزرگترين اين اتفاقات و تجربيات بود. با تمام اعضاي ارکستر شاهو که حدود ۶۰ نفر بودند به عمارت سلطانيه در زنجان رفتيم که اين کار را به صورت زنده و همزمان با ۴۰ دوربين فول‌اچ‌دي تصويربرداري کرديم و موسيقي هم با صدابرداري سر صحنه ضبط شد. اواخر سال ۹۳ نيز کنسرت همين کار در برج ميلاد برگزار شد. آلبومي‌که در سلطانيه ضبط شد نيز در سال ۹۴ راهي بازار شد. پس از آن نيز يکي دو تک‌آهنگِ ديگر در کاروانسراهايي که مربوط به اوايل دوره‌ي قاجاريه مي‌شدند؛ اجرا و ضبط کرديم که بازتاب خوبي در شبکه‌هاي مجازي داشت.

حامد صقيري در ادامه درباره مهمترين مشکلاتي که بر سر راه ادامه حيات گروه‌هاي بزرگ موسيقي وجود دارد، گفت: مهم‌ترين مشکل و معضل گروه‌هاي بزرگ در ايران نداشتن محل تمرين است. همين موضوع بيش از يک سال و نيم در کار گروه ما وقفه ايجاد کرد. ما تا پيش از آن در تالار وحدت و تالار رودکي و برج آزادي و حدود دو سال و نيم تا سه سال نيز در برج ميلاد تمرين مي‌کرديم و در تمام اين سال‌ها فضاي مناسبي براي تمرين در اختيار ارکستر قرار داشت.

اين موزيسين همچنين عنوان کرد: در مجموعه بنياد رودکي و تالار وحدت و تالار رودکي نيز که اصلاً رويکرد عوض شده است. وقتي من به اين مجموعه مراجعه کردم؛ ديدم اصلاً جايي براي صحبت‌کردن باقي نگذاشته‌اند. يعني مسئله‌ي استفاده از تالار رودکي براي تمرين گروه‌ها و ارکسترهاي خصوصي ملغي شده است.

بنياد رودکي همان هزينه سنگيني را که براي کنسرت دريافت مي‌کند، براي تمرين نيز طلب مي‌کند

وي در ادامه افزود: وقتي بعد از چند سال باز هم به مجموعه‌ي بنياد رودکي و تالار وحدت مراجعه کردم ديدم اصلاً جايي براي مطرح شدن اينگونه موضوعات وجود ندارد. اين را بگويم که دوستان همان هزينه‌هاي سنگيني که براي اجاره‌ي سالن به منظور کنسرت رسمي‌دريافت مي‌کنند را مي‌خواستند براي تمرين هم دريافت کنند.

آمفي‌تئاتر ارگان‌ها و سازمان‌ها بدون استفاده هستند

وي افزود: وقتي تمام اين راه‌ها به در بسته رسيد، دست به دامان دوستاني شدم که در نهادهاي مختلف مي‌شناختم. مثلاً به دوستي که در سازمان حج و زيارت سمتي داشت و سالن آمفي تئاتري داشتند که شايد در بهترين شرايط در هر ماه يک همايش در آنجا برگزار مي‌شد و بقيه‌ي سال بي‌استفاده بود مراجعه کردم. اما حتي اجازه تمرين در چنين سالن‌هاي کم استفاده‌اي را هم به ما ندادند. جالب است بدانيد در تهران حدود ۲۵۰ سالن آمفي‌تئاتر وجود دارد که به ارگان‌ها و سازمان‌هاي مختلف تعلق دارد که بيشتر طول سال را بدون استفاده هستند؛ حتي براي اجاره‌ي بسياري از اينها نيز پيگيري‌هايي انجام دادم که به جايي نرسيدم.

حامد صقيري در مورد امکان‌پذير نبودن تمرين ارکسترها و گروه‌هاي بزرگ موسيقي در فضاي منزل و يا مکان‌هايي با کاربري اداري گفت: تمرين گروه‌هاي موسيقي به‌خصوص يک ارکستر۶۰ نفره مانند «شاهو» با حجم صدايي که دارد موضوعي است که نمي‌شود با استفاده از فضاي منزل يا محل کار آن را حل کرد. ضمن اينکه بحث آکوستيک نيز مسئله‌اي است که باعث مي‌شود ارکسترها حتماً در سالن‌هاي آمفي‌تئاتر تمرين کنند. متأسفانه به همين دلايلي که به آنها اشاره کردم حدود يک سال و نيم در تمرينات گروه اختلال ايجاد شد. همين موضوع باعث شد که انسجام گروه نيز تحت تأثير قرار بگيرد.

صقيري با اشاره به مسئله اسپانسرينگ در موسيقي ايران گفت: در بحث اسپانسر نيز بايد عنوان کنم که اصولاً اسپانسر در موسيقي يا معنا ندارد يا اينکه به موسيقي پاپ محدود مي‌شود. اگر از موسيقي ايراني هم حمايتي صورت بگيرد موسيقي‌هايي هستند که اسم‌شان ايراني است اما بيشتر جنبه‌ي عامه‌پسند دارند.

وي در ادامه افزود: بايد به اين نکته نيز توجه داشت که کنسرت گروه بزرگي مانند «شاهو» هيچ توجيه اقتصادي ندارد. هزينه‌ي طراحي لباس براي هر اجرا، هزينه‌ي اجاره‌ي محل تمرين، هزينه‌ي تعمير و نگهداري و پشتيباني سازها، و هزينه‌هاي برگزاري جلسات تمرين و هزينه‌هاي ديگري هم وجود دارد؛ مثلاً هزينه‌ي اجاره‌ي برج ميلاد براي کنسرت بيش از۵۰ ميليون تومان است؛ در آخرين کنسرتِ ما اجاره‌ي همين سالن بيش از ۴۰ ميليون تومان بود. تالار وحدت نيز از حالت قرارداد و درصدي کارکردن با گروه‌هاي موسيقي خارج شده است و رويکرد همه جا کاملاً تجاري شده و اصلاً هيچ نگاه فرهنگي در اين گونه‌اماکنِ به‌ظاهر فرهنگي وجود ندارد. اين در حالي است که گروه‌هاي موسيقي رشد اقتصادي نداشته‌اند؛ چون خروجي ندارند.

اين موزيسين همچنين عنوان کرد: ما در حال حاضر در يک استوديوي شخصي که اجاره‌ي بالايي نيز دارد مشغول تمرين هستيم. حمايت از گروه‌هاي موسيقي جزو وظايف متولي دولتي آن در بخش موسيقي محسوب مي‌شود، منتهي وقتي آنها در اداره‌ي دو ارکستر دولتي مانده‌اند ما چه انتظاري مي‌توانيم داشته باشيم. حتي به نظر مي‌رسد با مشکلاتي که داشته‌ايم شايد اداره‌ي ارکستري مانند «شاهو» به نسبت ارکسترهاي زير نظر دولت بهتر بوده است و البته از اين بابت خدا را شاکر هستيم. در پروسه‌هاي دولتي مديريت موسيقي به دليل اينکه با تغيير هر مدير، کلاً تيم اجرايي و روال و ديدگاه و همه چيز تغيير مي‌کند و ما همواره در موسيقي و مديريت آن شاهد هستيم که يک دور باطل در حال تکرار است.


مطالب پیشنهادی