پروفسور استون




۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو


نمایش مشخصات محمد باقر انصاری

آتش عشق..عارفانه های باباباقر…۵۳۵
عشقت حکایتی بود، شاید شود فسانه
آتش به جان چو انداخت، هردم کشد زبانه
عمری جفا کشیدم، در حسرت نگاهت
تیری فتاده بر من،از ابرویت کمانه
دردی کشم به عشقت،جانم

شاعر:محمد باقر انصاری

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو

مشرق: علی هادی از رزمندگان دفاع مقدس، برای بار دوم به
جبهه اعزام شد و در عملیات خیبر شرکت کرد که در اسفندماه سال ۶۲ در حین این
عملیات، اسیر شد.

متولد دوم بهمن سال ۱۳۴۵ است؛ او کلاس سوم
دبیرستان و حدوداً ۱۶ ساله بود که برای نخستین بار از طریق جهاد سازندگی به
منطقه عملیاتی رمضان در جبهه‌های جنوب اعزام شد. کلاس چهارم دبیرستان بود
که برای بار دوم به جبهه اعزام و در عملیات خیبر شرکت کرد و در اسفندماه
سال ۶۲ در حین عملیات خیبر، اسیر شد.

 

به گفته خودش دقیقا شش سال و شش ماه در اردوگاه
موصل اسیر بود. علی هادی، هم‌اکنون بازنشسته نیرو‌های مسلح و دندانپزشک
است. با او درباره روز‌های اسارت به گفت‌وگو نشستیم.

چطور شد که اسیر شدید؟

یادآوری
روز‌های سخت اسارت برایم تلخ نیست. یادآوری این روز‌ها به مثابه یادآوری
یک روز طاقت فرسای گرم روزه‌دار است که به هنگام افطار می‌خواهد لحظاتش را
برایت تعریف کند. به هرحال خوشحالم که توانستم تکلیف را انجام دهم. تعریف
کردن روز‌های اسارت برای افرادی که اطلاعی از آن روز‌ها ندارند، بسیار سخت
است. زمانی که اسیر شدم، زخمی بودم و تقریبا حالت بی‌هوشی به سر می‌بردم
چراکه چهار ترکش (دو ترکش در پا، یک ترکش در کمر و یک ترکش در پهلویم)
اصابت کرده بود. دو هفته‌ای در بیمارستان بصره بستری و سپس به اردوگاه موصل
تقریبا به شمال عراق منتقل شدم و همه اسارتم را در این اردوگاه گذراندم.

از روز‌های اسارتتان برایمان بگویید؟

من
یکی از اسرای اردوگاه دو هزار نفری موصل بودم و اکثریت هم سن و سال من
بودند. نوجوان ۱۷ ساله‌ای که وسط دشمن اسیر است و هیچ روزنه‌ای از آزدی
نمی‌دیدند. هرنوع خشونتی را از دشمن بعثی توقع داشتیم. آن‌ها از هیچ چیزی
دریغ نمی‌کردند. ما در این وضعیت باید روحیه‌هایمان را حفظ می‌کردیم تا
هدفمان گم نشود. باید امیدمان را از دست نمی‌دادیم و توکلمان به خدا بود.
در اسارت با کمبود غذا و پوشاک روبرو بودیم. زخم جراحتم شش ماه طول کشید و
گاهی زخم عفونت می‌کرد. در اردوگاه هم نه پانسمانی بود و نه کسی که بتواند
زخمم را مداوا کند. همه این‌ها سختی‌های اسارت است که حتی درصدی از آن در
فیلم‌ها و سریال‌ها منتقل نشد.

متأسفانه در فیلم‌هایی که تولید شده
آنقدر سطح اسارت ایرانی‌ها را تنزل داده‌اند که باورپذیری‌اش برای مردم سخت
شده است، زیرا تنها از یک بعد اسرا را نشان دادند که توسط عراقی‌ها کتک
می‌خوردند در صورتی که روز‌های کتک خوردن از دست عراقی‌ها روز‌های خوش اسرا
بود و آنقدر روز‌های سخت‌تراز شلاق خوردن و شکنجه شدن داشتیم که حد نداشت.
شلاق خوردن و شکنجه شدن، سال اول اسارت بود و در سال‌های دوم و سوم
سختی‌ها بیشتر می‌شد که یکی از آن دوری و دلتنگی برای خانواده و ابهام در
سرنوشتمان بود. در یکی از روز‌های اسارت، نصف شب از خواب بیدار شدم و
پیرمردی را دیدم که گوشه‌ای کز کرده و گریه می‌کند. فردا صبح متوجه شدیم که
صلیب سرخ نامه و عکسی از خانواده‌اش را برایش آورده است. البته آن روز‌ها
متأهل نبودم و درک خاصی از این موضوع نداشتم، اما دلتنگی و بلاتکلیفی،
روز‌های اسارت را سخت‌تر می‌کرد. به هرحال نمی‌دانستیم که چه زمانی آزاد
می‌شویم.

یکی دیگر از مصیبت‌های اسارت، دیدن افرادی بود که کم آورده
و به نوعی قاطی کرده بودند. آن‌ها روحیه‌شان را از دست داده بودند. دیدن
این افراد، اسارت را برایمان بسیار سخت می‌کرد. همچنین روز‌هایی را شاهد
بودیم که به میان‌مان شهروندانی را می‌آوردند که در جاده بوده و اسیر شده
بودند. ما بین آن‌ها بودیم و شرایط سخت بود؛ چرا که باید به آن روحیه و
امید می‌دادیم تا جاسوس عراقی‌ها نشوند. همه این مسائل پیچیدگی‌های خاص
خودش را داشت. دو سال از آتش بس گذشته بود و ما در اوج بی‌خبری بودیم؛
بسیاری به ما می‌گفتند که فراموش شده‌ایم و کسی به فکر آزادیمان نیست. اگر
اسیری توکل و اعتقادش به خدا را از دست دهد، آنجاست که همه چیزش را باخته و
کم آورده و حتی تحمل یکساعت هم غیرممکن می‌شد.

 

آزاده علی هادی

در اسارت برنامه خاصی را پیگیری کردید؟

علاقه
به قرآن و وابستگی به قرآن از دوران طفولیت در من نهادینه شده بود. پیش از
انقلاب در محله‌ای که زندگی می‌کردیم، پدر و مادرم جلسات قرآنی را برای
آموزش را برگزار می‌کردند. همیشه در خانه فعالیت‌هایی حول محوریت قرآن بود.
یادم می‌آید که کلاس دوم بودم؛ زمان پیش از انقلاب یعنی حدودا سال ۵۲ بود
که معلمم من را صدا می‌زد تا من قرآن بخوانم و همکلاسی‌هایم با من تکرار
کنند. انس و الفت با قرآن از خانواده شروع شد. در اسارت نیاز به قرآن به
مراتب بیشتر احساس می‌شد؛ چرا که اسارت مملو از محیط خشن و پر ازغربت است و
تنها چیزی که همچون یک تکیه‌گاه یا ساحل آرامش برای بچه‌ها می‌توانست
باشد، همین قرآن بود. در مدتی که از اسارت گذشت، به هر آسایشگاه که حدودا
۱۳۰ نفر بودیم، ۱۰ قرآن دادند. تعداد قرآن‌ها به نسبت تعداد اسرا کم بود،
اما همین تعداد قرآن هم روی زمین نمی‌ماند و از دستی به دست دیگر منتقل
می‌شد. اسرا برای خواندن قرآن نوبت می‌گذاشتند و از طرفی هم در طول روز
نباید بیش از ۱۰ نفر در آسایشگاه حضور می‌یافت و گاهی که یک نفر به این
تعداد اضافه می‌شد، از سوی عراقی‌ها شکنجه می‌شدیم.

کم‌کم احساس
کردم که باید شروع به حفظ قرآن کنم. ابتدا جزء سی را حفظ کردم. در سال‌های
سوم اسارت بودم که حفظ را ادامه دادم و در نهایت پانزده جزء دوم قرآن را
حفظ کردم. در دوره چهارم اسارتم، تعدادی اسرای قدیمی را به اردوگاه ما
آوردند که برخی از آن‌ها حافظ کل قرآن بودند. حضور این اسرا موج عجیبی در
اردوگاهمان ایجاد کرد و بسیاری از اسرا شروع به حفظ قرآن کردند. یکی از
اسرا که فامیلی‌اش را به خاطر ندارم، عبدالرضا بود که با شیوه ابداعی خودش،
اسرا را تشویق به حفظ قرآن کرد و تعداد بسیاری از اسرا در مدت کوتاه حافظ
کل قرآن شدند.

بهترین خاطره‌ای که از روز‌های اسارتتان را دارید، برایمان بگویید؟

بهترین
خاطره‌ام در دوران اسارتم، تشرف به کربلا و نجف بود. پس از آتش بس،
جریاناتی پیش آمد که صدام تصمیم گرفت برای وجهه خودش، اسرا را به زیارت
بفرستد که البته این زیارت به دلخواه اسرا نبود و براساس اهداف شخصی‌شان
بود و برایمان شروطی گذاشتند مبنی براینکه کسی آنجا شعار سیاسی ندهد،
نوحه‌خوانی و عزاداری سیاسی نکند و به ازای آن اسرا هم این قول را از
عراقی‌ها گرفتند که آن‌ها هم دوربینی نیاورند و عکس صدام جلویشان نباشد.
شرط‌مان برایشان ثقیل بود، اما چون دستور مافوق‌شان بود، قبول کردند. سفر
بسیار خوبی بود و یکی از بهترین خاطراتم در دوران اسارت به شمار می‌رفت.
بدترین خاطره دوران اسارت‌تان چه بود؟

حقیقا
تلخ‌ترین دوران اسارت، رحلت امام راحل بود. تقریبا اواخر عمر امام بود که
رادیو از بیماری امام خبر داد. از آنجا که فکر می‌کردیم، شاید فریب
عراقی‌ها برای تضعیف روحیه اسرا باشد، چندان خبر را باور نکردیم، اما یک
روز روزنامه‌ای برایمان آوردند که در آن عکسی از حالت بیماری امام راحل در
بیمارستان منتشر شده بود که فردی در حال سوپ دادن به ایشان بود. آنجا بود
که دل‌هایمان لرزید و دست به دعا و توسل شدیم. یک لحظه نمی‌توانستیم باور
کنیم که ما باشیم و امام راحل نباشد. همان یک عکس سیاه و سفید، اردوگاه را
زیر و رو کرد. روحیه اسرا به هم ریخته بود و جلسات دعا را متداوم برگزار
کردیم تا اینکه در روزنامه خبر رحلت امام را دیدیم. آنقدر دیدن و شنیدن این
خبر برایمان در غربت سخت بود که باور کردنی نیست.

 

وضعیتتان در اردوگاه به لحاظ مکانی چطور بود؟

اردوگاه
موصل ۱۴ آسایشگاه بزرگ و دو آسایشگاه کوچک با حدود ۲ هزار اسیر داشت. جایی
که ما برای خوابیدن داشتیم، به اندازه عرض شانه هر اسیر و شاید چندسانتی
متر بیشتر بود.

به‌نظر شما چگونه می‌توان پیام اسرای دیروز، رزمندگان دیروز و شهدا را به نسل امروز که چندان تصوری از آن روز‌ها ندارند، منتقل کرد؟

البته
قبول دارم تا حد زیادی از جوانان و نوجوانان با این مسائل بیگانه باشند،
البته به معنای این نیست که ما ناموفق بودیم. فکر می‌کنم تا حدودی
عملکردمان موفقیت‌آمیز بود که شهید حججی نمونه بارز یک جوان دهه هفتادی
است. جوانان این‌چنینی در جامعه بسیارند. آن دوره که به جبهه رفتیم،
درصدمان همچون امروز بود. آن زمان هم عده‌ای بودند که اهل خطر بودند و پای
کارآمدند. تعدادی هم موافق بودند، اما به میدان نیامدند و تعدادی هم کاری
به این موضوعات نداشتند. امروزه مشکلمان جوانان نیستند، بلکه بزرگتر‌ها و
مسئولان هستند. کسانی که دم از انقلابی‌گری و پیروی از امام می‌زدند، امروز
زیرپایشان لرزیده است. بزرگانمان دچار چنین آفتی شده‌اند که البته عجیب
نیست؛ چراکه وقتی به تاریخ و سیره ائمه نگاه می‌کنیم، شاهد هستیم که شیطان
دست بردار نیست و قسم خورده که دست از بشر برندارد و تا کنون هم شیطان به
این قسمش پایبند است. بزرگان و مسئولان ما یکی پس از دیگری، پایشان می‌لرزد
و از خط و ریل ولایت پیاده می‌شوند.

نسل جوان حق دارد بترسد با این
اشراف‌زدگی که در بین مسئولان شاهد هستیم و رفاه طلبی که در بین آقایان
وجود دارد. مسئولانی که دنیا طلب و دنیا دوست شده‌اند. نسل جوان باید به چه
کسی نگاه کند. وقتی این نسل جوان مسئولان را می‌بیند، حق دارد که بگویم
انقلابی که دم از آن می‌گویید، این است؟ وقتی در این شرایط کنونی که زندگی
افراد به سختی می‌گذرد، اما فلان مسئولان سطح زندگی‌اش عالی است، آیا جوان
امروزی می‌تواند انقلاب را باور کند؟ شعار‌های انقلاب ما این نبود. همه این
موارد مهم است که دست به دست هم داده تا جوان امروز ما باور نکند. در
روزگاری جوانانی که جانشان را بر کف گذاشتند و به جبهه‌ها رفتند، وقتی در
سپاه می‌گفت که بیاید حقوق‌تان را بگیرید، رزمندگان ناراحت می‌شدند که ما
مگر برای پول به جبهه رفتیم. کسی نمی‌آمد که حقوقش را بگیرد.

آیا
این مسائل را می‌توانیم برای جوان امروزی تعریف کنیم؟ آیا او باور می‌کند
با شرایطی که امروزه شاهد حقوق‌های نجومی مسئولان هستیم. نسل جوان امروز ما
حق دارد. البته آنقدر این مسائل را برای جوانان گفته‌ام که در وجودشان
خودم را می‌بینم. همان نوجوان ۱۶ ساله را در وجود پسرانم می‌بینم.
کم‌کاری‌های بسیاری شده است. امروزه چند فیلم درباره آزادگان تولید شده
است؟ با این اوصاف چگونه می‌توانیم پیام را منتقل کنیم. کتاب‌های بسیاری
منتشر شده، اما چند درصد از جوانان اهل مطالعه هستند؟‌ای کاش صداوسیما به
جای هزینه کردن برای برنامه‌های سرگرم‌کننده، قدری به این موضوعات توجه
کند.
اگر روزی پسرهای‌تان بخواهند به سوریه اعزام شوند، موافقت می‌کنید؟

حقیقتا
اگر بگویند و قصد رفتن داشته باشند، حتما موافقت می‌کنم. البته شرایط
سوریه رفتن با جنگ دیروزمان متفاوت است. آن روز‌ها یک دانش‌آموز دوره
کوتاهی می‌دید و اعزام می‌شد، اما برای سوریه شرایط خاصی می‌طلبد. البته
این روحیه را در پسرانم می‌بینم و بسیار اشتیاق و اراده دارند. البته خودم
هم اگر پایش بیفتد، خواهم رفت. خدا می‌داند که یکی از بزرگترین آرزو و
حسرتم این است که از این وادی جدا افتاده‌ام و مسیر زندگی‌ام اینطور شد که
جدا بیفتم.

از آن روز‌های اسارت یادگاری هم دارید؟

بله از دوران مجروحیتم، دوترکش در ریه دارم که به هرحال اذیت و آزار خود را دارد.

در جامعه کنونی چه چیزی شما را بیشتر اذیت می‌کند؟

آزاردهنده‌ترین
موضوع این است که حرف، ولی فقیه زمین می‌ماند. مسئولانی هستند که یا تظاهر
می‌کنند که ایشان را قبول دارند، اما در عمل قبول ندارند و بدتر از آن‌ها
که دهن کجی می‌کنند. خلاصه پیام همه شهدا این است که پشتیبان، ولی فقیه
باشیم. اگر روزی برسد که صحنه‌ای ببینم و یا خبری بشنوم که حرف مقام معظم
رهبری عمل نشده است، بدترین روز من است. هرجا کمبود، مشکل و ناکامی در کشور
داریم، ناشی از سرپیچی از دستورات ایشان است.

و، اما جمله پایانی…

امیدواریم عاقبتمان ختم به خیرشود که ختم به خیر چیزی به جز شهادت نیست.

۷ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو

ایسنا: زن و شوهری که پس از سرقت کارت‌های عابربانک افراد و اطلاع پیدا کردن از رمز کارت این افراد اقدام به برداشت وجوهات داخل حسابشان کرده بودند، توسط ماموران پلیس آگاهی دستگیر شدند.

 چندی پیش مأموران کلانتری ۱۰۸ نواب در حین گشت زنی در خیابان امام خمینی (ره) موفق به شناسایی یکی از مجرمان سابقه‌دار این منطقه به نام ابوالفضل ۴۶ ساله شدند که به محض مشاهده مأموران قصد داشت تا خودش را از رؤیت آنان خارج کرده و همزمان اموالی را به سطل زباله انداخت. در ادامه، مأموران به این شخص نزدیک شده و در همان بررسی اولیه موفق به کشف چندین عابربانک متعلق به افراد مختلف شدند که ابوالفضل به محض مشاهده مأموران آن‌ها را به داخل سطل زباله انداخته بود.

 

با توجه به سوابق متعدد ابوالفضل در ارتکاب جرایم مختلف و نیز اینکه متهم به تازگی و پس از اخذ مرخصی از زندان آزاد شده و همچنین کشف تعداد قابل توجهی کارت‌های عابر بانک متعلق به افراد مختلف، پرونده مقدماتی با موضوع سرقت تشکیل و پرونده به همراه متهم دستگیر شده در اختیار پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت.

با آغاز رسیدگی به این پرونده، کارآگاهان با شناسایی صاحبان کارت‌های عابربانک کشف شده از متهم، اطلاع پیدا کردند که تمامی این کارت‌ها در مقابل دستگاه‌های عابربانک و به شیوه بدل اندازی سرقت شده و متهم با اطلاع داشتن از رمز ورود به حساب افراد اقدام به برداشت وجوهات داخل حساب‌ها کرده است.

متهم که چاره‌ای جز اعتراف و بیان حقیقت نداشت، به کارآگاهان گفت‌: به همراه همسر خود در مقابل دستگاه‌های عابر بانک اقدام به شناسایی افرادی می‌کردیم که قصد انجام عملیات بانکی داشتند؛ ابتدا همسرم در یک لحظه اقدام به برداشتن رمز عابربانک‌ها می‌کرد و در ادامه، بنده به بهانه کمک کردن به این افراد نزدیک می‌شدم و در پوشش کمک کردن برای انجام عملیات بانکی در یک لحظه اقدام به جابجا کردن کارت آن‌ها با کارتی مشابه می‌کردم و با رمز کارت که همسرم آنرا سرقت کرده بود بلافاصله اقدام به برداشت تمام پول داخل حساب‌ها می‌کردیم.

با توجه به اعتراف صریح متهم مبنی بر اینکه رمز عابربانک‌ها توسط همسرش در اختیار وی قرار گرفته، کارآگاهان پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ اقدام به دستگیری زهرا. پ. ۴۵ ساله کردند. او در اعترافاتش در خصوص برداشت مبلغ شش میلیون تومان از حساب یکی از مالباختگان گفت: در خیابان قصرالدشت مقابل عابربانک ایستاده بودم که فردی عابربانکش را جا گذاشت آنرا برداشتم تا به او بدهم، ولی این شخص را پیدا نکردم و وسوسه شدم و در ادامه با کمک همسرم اقدام به خالی کردن پول داخل حساب کردیم. متهم در ادامه تحقیقات صراحتا اعتراف کرد که زمانی که صاحبان کارت‌ها قصد انجام عملیات بانکی در مقابل دستگاه عابربانک را داشتند، به آن‌ها نزدیک می‌شدم و در یک لحظه اقدام به برداشت رمز ورود به حساب افراد کرده است.

سرهنگ کارآگاه حمدالله علیزاده، رئیس پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اشاره به ادامه رسیدگی به این پرونده گفت: با توجه به سوابق متهم اصلی پرونده به ارتکاب جرایم مختلف و همراهی همسر این فرد در ارتکاب جرایم جدید، تحقیقات برای شناسایی دیگر جرایم ارتکابی این زن و شوهر در دستور کار کارآگاهان پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفته و همزمان هماهنگی‌های لازم با بازپرس شعبه دهم دادسرای ناحیه ۱۰ تهران دستور انتشار تصاویر بدون پوشش متهمان نیز انجام شده است؛ لذا از کلیه شکات و مالباختگانی که موفق به شناسایی تصاویر متهمان شدند دعوت می‌شود تابرای پیگیری شکایات خود به نشانی پایگاه هشتم پلیس آگاهی تهران بزرگ در میدان حر – انتهای خیابان ۱۲ فروردین مراجعه کنند.

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو


نمایش مشخصات رسول چهارمحالی

مدح میلاد حضرت علی اکبر علیه السلام
شاعر رسول چهارمحالی(ساقی)
…………………………….
ابروانش حلقه در عرش برین
بود در سیما چو خیر المرسلین
بازوانش داشت شور حیدری
صولت او صولت پیغمبری
برق چشمانش

شاعر:رسول چهارمحالی

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو

تخریب مقبره رضاشاه

عکس‌های دیده‌نشده از صادق خلخالی در حال تخریب مقبره رضاشاه پهلوی در اردیبهشت ۱۳۵۹

 

عکاس: رضا دقتی

پنجشنبه ۶ ارديبهشت ۱۳۹۷  ۲۲:۵۱

 اخبار مرتبط

آخرين تاريخ بازديد : جمعه ۷ ارديبهشت ۱۳۹۷  ۱:۴۵:۴۳

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو


نمایش مشخصات اکبر رشنو

وقتی
به بیچارگیم نظر می افکنی
پیک وپیام پروانه ای ، بروشنی
هر نماد نحس تار وتباهی
می شکنی…
بر دلتا ودرّه های دلتنگی
خورشید روان
رود روز
جاری جان جمادی می شوی…
قطرات بروز چشمانت
م

شاعر:اکبر رشنو

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو

علم چگونه بازماندگان تاریخ را شناسایی می‌کند؛

مومیایی‌ها بدن‌هایی هستند که به خوبی حفظ شده‌اند و با مطالعه این بقایای گذشته، ما در مورد فرهنگ‌های باستانی نیاکان‌مان با خبر می‌شویم.

مومیایی

به گزارش  پروفسور استون به نقل از ایسنا،
مومیایی به جسدی گفته می‌شود که پوست و گوشت خشک شده آن در اثر تماس عمدی
یا تصادفی با مواد شیمیایی، سرمای فوق‌العاده زیاد، رطوبت بسیار پایین یا
عدم وجود هوا حفظ شده‌ است. مومیایی کردن، روشی باستانی برای حفظ جسد است
که در آن امعاء و احشا و مغز را پیش از خواباندن جسد در سدیم کربنات از بدن
خارج می‌کردند و سپس در نوارهای پارچه‌ای می‌پیچیدند. مومیایی کردن اجساد
اشراف و اُمرا در مصر باستان مرسوم بوده است.

مصر باستان به مومیایی کردن اجساد اشراف شناخته شده بود. اما
باستان شناسان، مومیایی‌های دیگری را نیز در سراسر جهان از جمله در کشورهای
شیلی، گرینلند، ایتالیا، ایران و چین کشف کرده‌اند.

بافت‌های بدن مومیایی‌ها در طول قرن‌ها یا حتی هزاران سال حفظ
می‌شوند. مردمان باستان از تکنیک‌های مختلفی برای ایجاد مومیایی استفاده
کرده‌اند، اما مومیایی‌ها همچنین در معرض قرار گرفتن طولانی مدت در یک محیط
همانند قله کوه‌ها، باتلاق‌های فاقد اکسیژن و بیابان‌های خشک و گرم نیز
ایجاد می‌شوند.

در گذشته مطالعه بر روی مومیایی‌ها غیرممکن بود. به
این منظور دانشمندان مومیایی‌های مصری را باز کرده و یا مومیایی‌های دیگر
را تشریح می‌کردند. اما امروزه دانشمندان می‌توانند روش‌های غیر تهاجمی
متعددی را برای مطالعه مومیایی بکار گیرند. به همین دلیل ما در این مقاله
انواع روش‌های مدرن و ایمن برای مطالعه مومیایی را بازگو می‌کنیم.

*رادیولوژی

“رادیولوژی”(radiology) یک رشته از
تخصص‌های پزشکی است که از پرتو ایکس و دیگر اقسام امواج و پرتوها برای
تشخیص و درمان بیماری و حالات غیرطبیعی کمک می‌گیرد. در تمام این‌ها، هدف
تشخیص بیماری یا حالات غیرطبیعی بدن به کمک روش‌های پیشرفته تصویری است

در سال ۱۸۹۵، “ویلهلم رونتگن”(William Roentgen) فیزیکدان آلمانی سرگرم انجام تجربیات روی اشعه کاتد یک با لوله کروکس-هیتورف (crookes hittorf tube)بود.
این نوع لوله که در آن زمان به کرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می گرفت
شامل حباب شیشه‌ای بود که تقریبأ هوای آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به
فاصله چند سانتی‌متر از یکدیگر در آن قرار داشت. با برقراری اختلاف
پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وات بین الکترودها، اشعه کاتد یک
(الکترون‌ها) از کاتد(الکترود منفی) به طرف آند(الکترود مثبت) رهسپار
می‌گردد، یا به عبارت دیگر به مسیر خود ادامه می‌دهد تا به جدار شیشه لوله
اصابت نماید. رونتگن در صفحه کاغذ آغشته به کریستال‌های پلاتینیو سیانور
بارپم که در مجاورت لوله کروکس-هیتورف قرار داشت فلورسانس درخشانی مشاهده
نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نافذتر از اشعه کاتدیک
رهنمون گردید. سپس رونتگن مشتاقانه طی چند هفته با پیگیری مداوم این ایده و
با طرح تجربیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که آن را اشعه ایکس نامید،
پرداخت. یک سال بعد، در سال ۱۸۹۶، دانشمندان این تکنولوژی جدید را بر روی
گروهی از مومیایی‌ها اعمال کردند. چندین دهه است که تصویربرداری با اشعه
ایکس به یک روش مطالعه مناسب بر روی مومیایی‌ها تبدیل شده است. این روش
محققان را قادر می‌ساخت تا بدون باز کردن کامل مومیایی به مطالعه بر روی
آنها بپردازند.

با کمک تصاویر اشعه ایکس دانشمندان نه تنها می‌توانند مطالعات
خود را حتی از روی پوشش آن مومیایی نیز انجام دهند، بلکه می‌توانند
بیماری‌های آن فرد مومیایی شده مانند مسائل دندانپزشکی، شکستگی و جراحت‌ها
را نیز تشخیص دهند.

به عنوان مثال، در سال ۱۹۲۸ تحقیقی بر روی مومیایی یک پسر بچه
مصری مربوط به قرن هفتم انجام گرفت. به دلیل رشد نامناسب بعضی از
استخوان‌هایش، محققان گمان می‌کردند که این پسرک کمبود کلسیم دارد و سوء
تغذیه داشته است. اخیرا دانشمندان از پرتو ایکس برای مطالعه چندین مومیایی
مصری در موزه‌های ایتالیایی استفاده کردند و دریافتند که اکثر این
مومیایی‌ها از بیماری‌های مفصلی و مشکلات دندانی مانند سایش دندان و از دست
دادن دندان در هنگام زنده بودن رنج می‌برند.

*سی تی اسکن

در دهه ۱۹۷۰، دانشمندان با استفاده از “مقطع‌نگاری رایانه‌ای” یا سی تی اسکن(CT
) توانستند اطلاعات بیشتری را از مومیایی‌ها بدست آورند. سی تی اسکن روشی
نوین است که در علوم تشخیصی در فیزیک پزشکی کاربرد تحقیقاتی و درمانی
فراوانی دارد. در این روش، کالبد انسان یا دیگر
جانوران به صورت لایه‌به‌لایه برانداز (اسکن) می‌شود و بدین ترتیب بخش‌های
درونی بدن نیز برای پزشکان قابل رؤیت می‌گردد.

با استفاده از روش سی تی اسکن، محققان مطالعاتی بر روی
مومیایی‌های مصر باستان انجام  دادند. نتایج مطالعاتشان نشان داد که مشکلات
دندانپزشکی مانند “پیوره” (pyorrhea)، آبسه و
پوسیدگی دندان، مصریان باستانی را تحت الشعاع قرار داده بود. پیوره یک
بیماری عفونتی در ناحیه لثه‌ها و سایر نسوج نگه‌دارنده دندان است. از پای
دندان‌ها خونابه می‌آید و دهان بدبو و عفونی می‌شود. پژوهش‌های بیشتر از
بیماری‌های دیگری از جمله اختالات استخوانی، تصلب شرایین، عفونت و تروما که
این مومیایی‌ها از آن رنج می‌بردند، پرده برداشت. بیماری “تصلب شرایین” در
طول بیش از دو هزار سال بین مردم چین شایع بوده است.

*ام‌آرآی 

“ام‌آرآی” (MRI) تصویرسازی تشدید
مغناطیسی نامیده می‌شود و یک روش پرتونگارانه در تصویربرداری تشخیصی پزشکی و
دامپزشکی است که در دهه‌های اخیر بسیار فراگیر شده‌ است.

دانشمندان طی چند دهه گذشته از دستگاه‌های MRI برای تحقیق در مورد مومیایی‌ها استفاده کرده‌اند. سال‌های گذشته، محققان یک مومیایی خشک مصری را با استفاده از تکنیک MRI مورد آزمایش قرار دادند و شواهدی از بیماری نادر “هند شولر کریستین” (Hand-Schueller-Christian) را دریافتند. هند شولر کریستین، نوعی نادر از بیماری هیستیوسیتوزیس سلول لانگرهانس است.

*طیف‌سنجی جرمی 

“طیف‌سنجی جرمی” (Mass Spectroscopy) یکی از روش‌های طیف سنجی است که شامل جداسازی یون‌های یک یا چند اتمی بر پایه نسبت جرم به بار (m/z) و اندازه‌گیری m/z و
فراوانی یون‌ها در فاز گازی است. به عبارت دقیق‌تر طیف‌سنجی جرمی به بررسی
نسبت جرم به بار مولکولها با استفاده از میدانهای الکتریکی و مغناطیسی
می‌پردازد.

باستان شناسان چندین دهه از تکنیک طیف سنجی جرمی برای مطالعه
مومیان استفاده کرده‌اند. این تکنیک به محققان مولکول‌های خاص و غلظت
مربوطه که در بافت لباس نمونه‌ها وجود دارد، را اطلاع می‌دهد. طیف سنجی
جرمی اطلاعات مهمی را درباره موهای نمونه‌ها نیز در اختیار محققان قرار
می‌دهد.

برای مثال محققان با
استفاده از طیف سنجی جرمی و با تجزیه و تحلیل نمونه‌های مو مومیایی‌های
سرخپوست، رژیم غذایی آنها را متوجه شدند. نتایج نشان داد که کودکان رژیم
غذایی خود را از خوردن سیب زمینی به غذاهای مقوی‌تر از جمله گوشت لاما و
ذرت تبدیل کردند.

دانشمندان از طیف سنجی جرمی
برای تجزیه و تحلیل لباس مومیایی‌ها استفاده کردند تا دریابند که لباس آنها
از پوست چه حیوانی است. نتایج  نشان داد که کفش‌های آنها از پوست گاو و
لباس آنها از پوست گوسفند درست شده است.

تجزیه و تحلیل دی.ان.ای

تجزیه و تحلیل دی.ان.ای یک
مومیایی به طور بالقوه می‌تواند اطلاعات زیادی در مورد آن ارائه دهد. از
جمله جنسیت آن مومیایی، ارتباطات خانوادگی و بیماری‌هایی که ممکن است در
زندگی داشته است. استفاده از تجزیه و تحلیل دی.ان.ای در مومیایی‌های
باستانی به سال ۱۹۸۵ برمی‌گرد. از آن به بعد، دانشمندان مقالات بی‌شماری را
در مورد تجزیه و تحلیل دی.ان.ای مومیایی‌های مختلف منتشر کرده‌اند.

در سال ۲۰۰۲، محققان از تجزیه و تحلیل دی.ان.ای و “واکنش زنجیره پلیمراز” (PCR) کشف کردند که مصری‌های باستان به بیماری “لیشمانیاز” (leishmaniasis)  مبتلا بوده‌اند.

لیشمانیاز یک بیماری است که در پی تک یاخته انگل‌های طبقه‌ی لیشمانیا به
وجود می‌آید و از طریق نیش نمونه‌های خاصی از پشه‌ی خاکی گسترش می‌یابند.

محققان چند سال پیش آزمایش دی.ان.ای روی “توت‌عنخ‌آمون”
یازدهمین فرعون باستان و دیگر مومیایی‌های سلطنتی انجام دادند، که نتایج
نشان داد که بیماری مالاریا دلیل اصلی مرگ فرعون محسوب می‌شود.

اگرچه تجزیه و تحلیل دی.ان.ای در مومیایی‌ها بارها و بارها مورد
استفاده قرار گرفته است، اما این روش بدون بحث و گفت‌وگو نیست. دانشمندان
دریافتند که دی.ان.ای باستانی آسیب دیده است، چرا که به سرعت در هوای گرم
تجزیه می‌شود و به راحتی توسط دی.ان.ای مدرن آلوده شده است.

این موضوع نشان می‌دهد که ممکن است مشکلاتی در بسیاری از
یافته‌هایی که طی سال‌ها به دست آمده وجود داشته باشد، به ویژه آن دسته از
مومیایی‌های مصری که با این روش بررسی شدند.

چند ماه پیش، یک گروه از دانشمندان یک راه‌حل بالقوه را برای مشکل آلودگی ارائه دادند: نسل بعدی توالی دی.ان.ای موسوم به “NGS” که دانشمندان آن را این‌گونه توضیح می‌دهند:

NGS” یک روش “متاژنومیک”(metagenomic)
که توالی‌یابی ژنوم را فراهم می‌کند، به این معنی که قبل از توالی، محققان
تمام قطعات دی.ان.ای را در یک نمونه، از جمله قسمت‌های کوچک دی.ان.ای
باستانی که با روش‌های سنتی از بین رفته، جمع‌آوری می‌کنند.

این کار، یک تصویر جامع از مواد ژنتیکی نمونه را فراهم می‌کند
و خواندن دقیق‌تری را از نسبت دی.ان.ای باستانی به دی.ان.ای مدرن ارائه
می‌دهد.

سرعت پیشرفت پلتفرم نسل بعدی شناسایی ژنتیکی همچنین به این
معنی است که محققان می‌توانند نمونه را چندباره بارگذاری کنند، که این امر
باعث می‌شود تشخیص و ترمیم الگوهای آسیب‌دیده ساده‌تر شود.

با توجه به اینکه این تجزیه و تحلیل دی.ان.ای ممکن
است بهترین ابزار برای شناخت در مورد بیماری‌ها و مسائل بهداشتی باشد که
مومیایی‌های باستانی در طول زندگی خود داشته‌اند، دانشمندان یک روش دیگر
نیز پیش گرفته‌اند: تجزیه و تحلیل پروتئین.

در مطالعه ای که در نشریه PNAS انجام شد، محققان نمونه های
موی سه مومیایی معروف قبیله اینکان(incan) از جمله یک دختر(تصویر بالا) را
برای بررسی موادی که کبد هنگام وجود کوکایین و اتانول در خون تولید می‌کند،
مورد بررسی قرار دادند.  با علم به اینکه رشد مو نرخ ثابتی دارد، آنها
توانستند به جدول زمانی مصرف کوکا(کوکائین را از آن می‌گیرند) و الکل در
این افراد در ماههای منتهی به مرگ‌شان برسند.

در یک پژوهش که سال گذشته منتشر شد، دانشمندان تکنیکی موسوم به “شاتگان پروتئومیکس”( shotgun proteomics) را برای مطالعه کودکان قبیله “اینکان”( Incan) که قبلا مورد بحث قرار گرفته‌اند، مورد استفاده قرار دادند و کشف کردند که دختر، قبل از مرگ به عفونت ریه مبتلا بوده است.

پروتئومیکس دانش بررسی ساختار و عملکرد پروتئین‌ها در مقیاس
بزرگ است. این واژه را به قیاس ژنومیک (به معنی دانش بررسی ژن‌ها)
ساخته‌اند.

این روش در مجله LiveScience این‌گونه توضیح داده شده است:

محققان یک تکنیک به نام “شاتگان پروتئومیکس” استفاده کردند.
آنها نمونه‌های خود را روی یک دستگاه به نام طیف‌سنج جرمی قرار دادند که
تمام پروتئین‌های نمونه را به قطعات تشکیل دهنده آن، زنجیره‌های آمینو اسید
تجزیه کرد.

نرم افزار پیچیده این دستگاه این قطعات را با پروتئین‌های
موجود در ژنوم انسان مقایسه می‌کند تا پروتئین‌های واقعی را در نمونه‌ها
تعیین کند.

دانشمندان می‌گویند شما نمی‌توانید از این تکنیک برای یک ارگانیسم استفاده کنید که ژنوم کامل آن در دسترس نیست.

اخیرا دانشمندان پروتئین‌های “اوتزی”((Ötzi
را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند. این مطالعه، یافته‌های قبلی را که
می‌گفت این مرد یخی یک ضربه سخت را در ناحیه سر تجربه کرده است، تایید کرد.

پروتئومیکس تنها روشی نیست که باستان‌شناسان برای مطالعه
مومیایی‌ها استفاده می‌کنند. دانشمندان گاهی اوقات از آندوسکوپی(مطالعه
داخلی بدن با استفاده از یک لوله انعطاف‌پذیر)، بافت شناسی(مطالعه
میکروسکوپی بافت) و ایمونوسیتوشیمی(روشی برای بررسی آنتی‌ژن‌های مرتبط با
انگل‌های خاص) استفاده می‌کنند.

به طور شگفت انگیزی، محققان حتی از سی‌تی‌اسکن‌های ۳بعدی برای
بازسازی چهره مومیایی‌ها استفاده می‌کنند که به آنها اجازه می‌دهد تا در
نهایت ببینند که این مومیایی‌ها در چه دوره‌ای می‌زیسته‌اند.

۶ام اردیبهشت ۱۳۹۷ ماشین و خودرو


نمایش مشخصات رضا دهقان

با اینکه حال دل خراب و پر ازغم است
میگویم از بهار…اگرچه فصل ماتم است
هر جا نگاهم به دو چشمی خیره می شود
افسوس دردیار من صیدوصیاد عالم است
جای بسی تالم است درکلبه امان کنون
عالم پر از جهالت و

شاعر:رضا دهقان